نثر · شماره 11
گفت: چشمی بینا.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 8
گفتند: اگر نبود؟ گفت گوشی شنوا، گفتند اگر نبود؟
# - 9
گفت: دلی دانا.
# - 10
گفتند: اگر نبود؟
# - 11
گفت: چشمی بینا.
انتخابشده - 12
گفتند: اگر نبود؟
# - 13
گفت: مرگ مفاجا.
# - 14
نقل است که چون مادرش به دبیرستان فرستاد، چون به سوره لقمان رسید، و به این آیت رسید ان اشکرلی و لوالدیک خدای می گوید مرا خدمت کن و شکر گوی، و مادر و پدر را خدمت کن و شکر گوی. استاد معنی این آیت می گفت. بایزید که آن بشنید بر دل او کار کرد. لوح بنهاد و گفت: استاد مرا دستوری ده تا به خانه روم و سخنی با مادر بگویم. استاد دستوری داد. بایزید به خانه آمد. مادر گفت: یا طیفور به چه آمدی؟ مگر هدیه ای آورده اند، یا عذری افتادست؟
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 11 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.