نثر · شماره 142
مرد گفت: نتوانم کرد.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 139
شیخ گفت: از جهت آنکه خویشتن را بزرگتر شمردی از آنکه این توان کرد. لاجرم مشرک گشتی. تو بزرگی نفس را این کلمه گفتی. نه تعظیم خدای را.
# - 140
مرد گفت: این نتوانم کرد. چیزی دیگر فرمای.
# - 141
گفت: علاج این است که گفتم.
# - 142
مرد گفت: نتوانم کرد.
انتخابشده - 143
شیخ گفت: نه! من گفتم که نکنی و فرمان نبری.
# - 144
نقل است که شاگردی از آن شقیق بلخی رحمهالله علیه عزم حج کرد. شقیق وی را گفت: راه بسطام کن تا آن پیر را زیارت کنی.
# - 145
آن شاگرد به بسطام آمد. بایزید او را گفت: پیر تو کیست؟
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 142 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.