کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 170

فروتر آمد.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 167

    خضرویه گفت: چون آب بر ی: جای بایستد متغیر شود.

    #
  2. 168

    شیخ گفت: کن بحرا لا تتغیر چرا دریا نباشی تا هرگز متغیر نگرد، و آلایش نپذیری.

    #
  3. 169

    پس شیخ بایزید در سخن آمد. احمد گفت: ای شیخ! فروتر آی که سخن تو فهم نمی کنیم.

    #
  4. 170

    فروتر آمد.

    انتخاب‌شده
  5. 171

    همچنین گفت تا هفت بار. آنگاه سخن بایزید فهم کردند بایزید خاموش شد. احمد گفت: یا شیخ! ابلیس را دیدم بر سر کوی تو بردار کرده!

    #
  6. 172

    بایزید گفت: آری!با ما عهد کرده بود که گرد بسطام نگردد. اکنون یکی را وسوسه کرد تا در خوفی افتاد. شرط دزدان این است که بردرگاه پادشاهان بردار کنند.

    #
  7. 173

    وکسی از شیخ پرسید: که ما به نزدیک تو جماعتی را می بینیم مانند زن و مرد. ایشان کیستند؟

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 170 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.