کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 223

گفت: با این همه میخواهی که اهل شهر بدانند که او تو را مطیع است و تو صاحب کراماتی. این نه رعنایی بود.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 220

    گفتم: نه.

    #
  2. 221

    گفت: تو آن را که خدای تکلیف نکرده است تکلیف کردی، ظالم نباشی؟

    #
  3. 222

    گفتم: باشم.

    #
  4. 223

    گفت: با این همه میخواهی که اهل شهر بدانند که او تو را مطیع است و تو صاحب کراماتی. این نه رعنایی بود.

    انتخاب‌شده
  5. 224

    گفتم: بلی! توبه کردم و از اعلی به اسفل آمدم. این سخن پیر من بود.

    #
  6. 225

    بعد از آن چنان شد که چون آیتی یا کراماتی روی بدو آوردی، از حق تعالی تصدیق آن خواستی. پس در حال نوری زرد پدید آمدی به خطی سبز. بر او نوشته که: لا اله الا الله، محمد رسول الله، نوح نجی الله ابراهیم خلیل الله، موسی کلیم الله، عیسی روح الله. بدین پنج گواه کرامت پذیرفتی تا چنان شد که گواه به کار نیامد.

    #
  7. 226

    احمد خضرویه گفت: حق را به خواب دیدم. فرمود: که جمله مردان از من می طلبند - مگر بایزید که مرا می طلبد.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 223 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.