کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 227

نقل است که شقیق بلخی و ابوتراب نخشبی پیش شیخ آمدند. شیخ طعامی فرمود که آوردند و یکی از مریدان خدمت شیخ می کرد و ایستاده بود. بوتراب گفت: موافقت کن.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 224

    گفتم: بلی! توبه کردم و از اعلی به اسفل آمدم. این سخن پیر من بود.

    #
  2. 225

    بعد از آن چنان شد که چون آیتی یا کراماتی روی بدو آوردی، از حق تعالی تصدیق آن خواستی. پس در حال نوری زرد پدید آمدی به خطی سبز. بر او نوشته که: لا اله الا الله، محمد رسول الله، نوح نجی الله ابراهیم خلیل الله، موسی کلیم الله، عیسی روح الله. بدین پنج گواه کرامت پذیرفتی تا چنان شد که گواه به کار نیامد.

    #
  3. 226

    احمد خضرویه گفت: حق را به خواب دیدم. فرمود: که جمله مردان از من می طلبند - مگر بایزید که مرا می طلبد.

    #
  4. 227

    نقل است که شقیق بلخی و ابوتراب نخشبی پیش شیخ آمدند. شیخ طعامی فرمود که آوردند و یکی از مریدان خدمت شیخ می کرد و ایستاده بود. بوتراب گفت: موافقت کن.

    انتخاب‌شده
  5. 228

    گفت: روزه دارم.

    #
  6. 229

    گفت: بخور و ثواب یک ماهه بستان.

    #
  7. 230

    گفت: روزه نتوان گشاد. شقیق گفت: روزه بگشای و مزد یک ساله بستان.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 227 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.