نثر · شماره 245
و یکبار یکی در مسجدی دید که نماز می کرد. گفت: اگر پنداری که این نماز سبب رسیدن است به خدای تعالی، غلط می کنی که همه پنداشت است نه مواصلت. اگر نماز نکنی کافر باشی، و اگر ذره ای به چشم اعتماد به وی نگری مشرک باشی.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 242
شیخ گفت: صبر کن تا نماز قضا کنم.
# - 243
گفت: چرا؟
# - 244
گفت: نماز از پس کسی که روز دهنده را نداند روا نبود که گزارند.
# - 245
و یکبار یکی در مسجدی دید که نماز می کرد. گفت: اگر پنداری که این نماز سبب رسیدن است به خدای تعالی، غلط می کنی که همه پنداشت است نه مواصلت. اگر نماز نکنی کافر باشی، و اگر ذره ای به چشم اعتماد به وی نگری مشرک باشی.
انتخابشده - 246
نقل است که گفت: کس باشد که به زیارت ما آید و ثمره آن لعنت بود و کس باشد که بیاید و فایده آن رحمت باشد.
# - 247
گفتند: چگونه؟
# - 248
گفت: یکی بیاید و حالتی بر من غالب آید در آن حالت با خود نباشم. مرا غیبت کند، در لعنت افتد. و دیگری بیاید حق را بر من غالب یابد، معذور دارد. ثمره آن رحمت باشد.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 245 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.