کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 274

گفت: بیچارگی و عجز و نیاز و خواری و شکستگی.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 271

    گفت: مرا نه بامداد است و نه شبانگاه.

    #
  2. 272

    و گفت به سینه ما آوازی دادند که: ای بایزید! خزاین ما از طاعت مقبول و خدمت پسندیده پراست. اگر مارا می خواهی چیزی بیاور که ما را نبود.

    #
  3. 273

    گفتم: خداوندا! آن چه بود که تو را نباشد؟

    #
  4. 274

    گفت: بیچارگی و عجز و نیاز و خواری و شکستگی.

    انتخاب‌شده
  5. 275

    و گفت: به صحرا شدم عشق باریده بود. و زمین تر شده بود. چنانکه پای مرد به گلزار فرو شود، پای من به عشق فرو می شد.

    #
  6. 276

    و گفت: از نماز جز ایستادگی تن ندیدم، و از روزه جز گرسنگی ندیدم. آنچه مراست از فضل اوست، نه از فعل من.

    #
  7. 277

    پس فت: به جهد و کسب هیچ حاصل نتوان کرد و این حدیث که مرااست بیش از هر دو کون است، لکن بنده نیکبخت آن بود که می رود، ناگاه پای او به گنجی فرورود و توانگر گردد.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 274 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.