کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 277

پس فت: به جهد و کسب هیچ حاصل نتوان کرد و این حدیث که مرااست بیش از هر دو کون است، لکن بنده نیکبخت آن بود که می رود، ناگاه پای او به گنجی فرورود و توانگر گردد.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 274

    گفت: بیچارگی و عجز و نیاز و خواری و شکستگی.

    #
  2. 275

    و گفت: به صحرا شدم عشق باریده بود. و زمین تر شده بود. چنانکه پای مرد به گلزار فرو شود، پای من به عشق فرو می شد.

    #
  3. 276

    و گفت: از نماز جز ایستادگی تن ندیدم، و از روزه جز گرسنگی ندیدم. آنچه مراست از فضل اوست، نه از فعل من.

    #
  4. 277

    پس فت: به جهد و کسب هیچ حاصل نتوان کرد و این حدیث که مرااست بیش از هر دو کون است، لکن بنده نیکبخت آن بود که می رود، ناگاه پای او به گنجی فرورود و توانگر گردد.

    انتخاب‌شده
  5. 278

    و گفت: هر مرید که در ارادت آمد مرا فروتر بایست آمد، و برای او با او سخن گفت.

    #
  6. 279

    نقل است که چون در صفات حق سخن گفتی شادمان و ساکن بودی، و چون در ذات حق سخن گفتی از جای برفتی، و در جنبش آمدی. و گفتی: آمد، آمد! و به سرآمد.

    #
  7. 280

    شیخ مردی را دید که می گفت: عجب دارم از کسی که او را داند و طاعتش نکند.یعنی عجب بود که بر جای بماند

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 277 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.