کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 354

و گفت: کمال درجه عارف سوزش او بود در محبت.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 351

    و گفت: کمترین درجه عارف آن است که صفات حق در وی بود.

    #
  2. 352

    و گفت: اگر بدل خلایق مرا به آتش بسوزانند من صبر کنم، از آنجا که منم محبت او را هنوز هیچ نکرده باشم، و اگر گناه من و از آن همه خلایق بیامرزد از آنجا که صفت رافت و رحمت اوست هنوز بس کاری نباشد.

    #
  3. 353

    و گفت: توبه از معصیت یکی است و از طاعت هزار. یعنی عجب در طاعت بدتر از گناه.

    #
  4. 354

    و گفت: کمال درجه عارف سوزش او بود در محبت.

    انتخاب‌شده
  5. 355

    و گفت: علم ازل دعوی کردن از کسی درست آید که اول برخود نور ذات نماید.

    #
  6. 356

    و گفت: دنیا را دشمن گرفتم و نزد خالق رفتم و خدای را بر مخلوقات اختیار کردم تا چندان محبت حق بر من مستولی شد که وجود خود را دشمن گرفتم. چون زحمات از میانه برداشتم انس به بقای لطف حق داشتم.

    #
  7. 357

    و گفت: خدای را بندگانند که اگر بهشت با همه زینتها بر ایشان عرضه کنند ایشان از بهشت همان فریاد کنند که دوزخیان از دوزخ.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 354 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.