کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 372

و گفت: عشق او درآمد و هرچه دون او بود برداشت واز ما دون اثر نگذاشت تا یگانه ماند چنانکه خود یگانه است.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 369

    و گفت: سوار دل باش و پیاده تن.

    #
  2. 370

    و گفت: علامت شناخت حق گریختن از خلق باشد و خاموش بودن در معرفت او.

    #
  3. 371

    و گفت: هرکه به حق مبتلا گشت مملکت از او دریغ ندارند و او خود به هردو سرای سرفرونیارد.

    #
  4. 372

    و گفت: عشق او درآمد و هرچه دون او بود برداشت واز ما دون اثر نگذاشت تا یگانه ماند چنانکه خود یگانه است.

    انتخاب‌شده
  5. 373

    و گفت: کمال عارف سوختن او باشد در دوستی حق.

    #
  6. 374

    و گفت: فردا اهل بهشت به زیارت روند، چون بازگرداند صورتها بر ایشان عرضه کنند هرکه صورت اختیار کرد او را به زیارت راه ندهند.

    #
  7. 375

    و گفت: بنده را هیچ به از آن نباشد که بی هیچ باشد. نه زهد دارد و نه علم ونه عمل، چون بی همه باشد، با همه باشد.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 372 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.