نثر · شماره 397
و گفت: این دلیری چندان است که خواجه غایت است از حضرت حق، و عاشق خود است. چون حضور حاصل آمد چه جای گفت و گوی است.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 394
و گفت: در علم علمی است که علما ندانند و درزهد زهدی است که زاهدان نشناسند.
# - 395
و گفت: هرکه را برگزیند فرعونی را بدو گمارند تا او را می رنجاند.
# - 396
و گفت: این همه گفت و گوی و مشغله و بانگ و حرکت و آرزو بیرون پرده است. درون پرده خاموشی و سکونت و آرام است.
# - 397
و گفت: این دلیری چندان است که خواجه غایت است از حضرت حق، و عاشق خود است. چون حضور حاصل آمد چه جای گفت و گوی است.
انتخابشده - 398
و گفت: صحبت نیکان به از کار نیک، و صحبت بدان بتر از کار بد.
# - 399
و گفت: همه کار ها در مجاهده باید کرد، آنگاه فضل خدای دیدن نه فعل خویش.
# - 400
و گفت: هرکه خدای را شناخت او را با سوال حاجت نیست و نبود و هرکه نشناخت سخن عارف درنیابد.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 397 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.