کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 417

و گفت: هرگز این حدیث را به طلب نتوان یافت، اما جز طالبان نیابند.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 414

    و گفتند: اگر همه دولتها که خلایق را بود در حواله شما افتد در حواله مشوید و اگر همه بی دولتی در راهتان افتد نومید مگردید که کار خدای کن فیکون بود و هرکه به خود فرونگرد و عبادت خویش خالص بیند واز صفای کشف خود حسابی برتواند گرفت، ونفس خود را اخبث النفوس نبیند او از هیچ حساب نیست.

    #
  2. 415

    و گفت: هرکه دل خود را مرده گرداند به کثرت شهوات، او را در کفن لعنت پیچند و در زمین ندامت دفن کنند؛ و هرکه نفس خود را بمیراند به باز ایستادن از شهوات، او را در کفن رحمت پیچند، و در زمین سلامت دفن کنند.

    #
  3. 416

    و گفت: به حق نرسید آنکه رسید، مگر به حفظ حرمت. و از راه نیفتاد. آنکه از راه افتاد، مگر به ترک حرمت کردن.

    #
  4. 417

    و گفت: هرگز این حدیث را به طلب نتوان یافت، اما جز طالبان نیابند.

    انتخاب‌شده
  5. 418

    و گفت: چون مرید نعره زند و بانگ کند حوضی بود و چون خاموش بود دریایی شود پر در.

    #
  6. 419

    و گفت: یا چنان نمای که هستی یا چنان باش که می نمایی.

    #
  7. 420

    و گفت: هرکه را ثواب خدای به فردا افتد خود امروز عبادت نکرده است که ثواب هر نفسی از مجاهدت در حال حاصل است.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 417 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.