کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 426

و گفت: هفت هزار سال بگذشت و هنوز آن نرگس غضا طریا است که دست هیچ امل بدو نرسیده است.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 423

    و گفت: نفس صفتی است که هرگز نرود جز به باطل.

    #
  2. 424

    و گفت: حیات در علم است و راحت در معرفت و رزق در ذکر.

    #
  3. 425

    و گفت: شوق دار الملک عاشقان است. در آن دار الملک تختی از سیاست فراق نهاده است، و تیغی از هول هجران کشیده، و یک شاخ نرگس وصال بردست رجا داده، و در هر نفسی هزار سربدان تیغ بردارند.

    #
  4. 426

    و گفت: هفت هزار سال بگذشت و هنوز آن نرگس غضا طریا است که دست هیچ امل بدو نرسیده است.

    انتخاب‌شده
  5. 427

    و گفت: معرفت آن است که بشناسی که حرکات و سکنات خلق به خدای است.

    #
  6. 428

    و گفت: توکل زیستن را به یک روز بازآوردن است و اندیشه فردا با که انداختن.

    #
  7. 429

    و گفت: ذکر کثیر نه به عدد است لکن به حضور بی غفلت است.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 426 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.