نثر · شماره 446
گفتند: ما را زهد و عبادت می فرمایی و تو زیادت زهد و عبادت نمی کنی. شیخ نعره ای بزد و گفت: زهد و عبادت از من شکافته اند.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 443
و گفت: کمال رضای من از او تا حدی است که اگر بنده ای را جاوید به علیین برآرد و مرا به اسفل السافلین جاوید فرو برد من راضیتر باشم از آن بنده.
# - 444
پرسیدند که بنده به درجه ی کمال کی رسد؟
# - 445
گفت: چون عیب خود را بشناسد و همت خلق بردارد، آنگاه حق او را بر قدر و همت وی و به قدر دوری از نفس خود به خویش نزدیک گرداند.
# - 446
گفتند: ما را زهد و عبادت می فرمایی و تو زیادت زهد و عبادت نمی کنی. شیخ نعره ای بزد و گفت: زهد و عبادت از من شکافته اند.
انتخابشده - 447
پرسیدند: که راه حق چگونه است؟
# - 448
گفت: تو از راه برخیز که به حق رسیدی.
# - 449
گفتند: به چه به حق توان رسید؟
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 446 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.