نثر · شماره 449
گفتند: به چه به حق توان رسید؟
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 446
گفتند: ما را زهد و عبادت می فرمایی و تو زیادت زهد و عبادت نمی کنی. شیخ نعره ای بزد و گفت: زهد و عبادت از من شکافته اند.
# - 447
پرسیدند: که راه حق چگونه است؟
# - 448
گفت: تو از راه برخیز که به حق رسیدی.
# - 449
گفتند: به چه به حق توان رسید؟
انتخابشده - 450
گفت: به کوری و کری و گنگی.
# - 451
گفتند: بسیار سخنهای پیران شنید م. هیچ سخن عظیمتر از آن سخن تو نیست.
# - 452
گفت: ایشان در بحر صفای معاملت گفتند، و من از بحر صفای منت می گویم. ایشان آمیخته می گویند، من خالص می گویم. آمیخته آمیخته را پاک نکند. ایشان گفتند تو و ما؛ و من می گویم تو بر تو.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 449 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.