نثر · شماره 501
گفتند: در مجاهده ها چون بودی؟
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 498
گفت: جادوئی در شبی از هند به دماوند می رود.
# - 499
گفتند: پس ار مردان چیست؟
# - 500
گفت: آنکه دل در کس نبندد به جز خدای.
# - 501
گفتند: در مجاهده ها چون بودی؟
انتخابشده - 502
گفت: شانزده سال در محراب بودم و خود را چون زن حایض دیدم.
# - 503
و گفت: دنیا را سه طلاق دادم و یگانه را یگانه شدم. پیش حضرت بایستادم، گفتم: بارخدایا! جز از تو کس ندارم و چون تو را دارم همه دارم. چون صدق من بدانست. نخست فضل که کرد آن بود که خاشاک نفس از پیش من برداشت.
# - 504
و گفت: حق تعالی امر و نهی فرمود. آنها که فرمود او را نگاه داشتند خلعت یافتند و بدان خلعت مشغول شدند و من نخواستم از وی جز وی را.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 501 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.