کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 513

و گفت: سالهاست تا نماز می کنم و اعتقادم در نفس به هر نمازی آن بوده است که گبرم و زنار بخواهم برید.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 510

    و گفت: دلم را به آسمان بردند، گرد همه ملکوت بگشت و بازآمد. گفتم: چه آوردی؟ گفت: محبت و رضا که پادشاه این هردو بودند.

    #
  2. 511

    و گفت: چون حق را به علم خویش دانستم، گفتم اگر به کفایت او تو را بس نیست به کفایت هیچ کس تو را بسنده نبود، تا جوارح را در خدمت آوردم. هرگه که یکی کاهلی کردی به دیگر اندام مشغول شدمی تا بایزید شد.

    #
  3. 512

    و گفت: خواستم تا سخت ترین عقوبتی بر تن خود بدانم که چیست. هیچ چیز بدتر از غفلت ندیدم و آتش دوزخ با مردان آن نکند که یک ذره غفلت کند.

    #
  4. 513

    و گفت: سالهاست تا نماز می کنم و اعتقادم در نفس به هر نمازی آن بوده است که گبرم و زنار بخواهم برید.

    انتخاب‌شده
  5. 514

    و گفت: کار زنان از کار ما بهتر که ایشان در ماهی غسلی کنند از ناپاکی و ما در همه عمر خود غسلی نکردیم در پاکی.

    #
  6. 515

    و گفت: اگر در همه عمر از بایزید این کلمه درست آید از هیچ باک ندارد.

    #
  7. 516

    و گفت: اگر فردا مرا در عرصات گویند چرا نکردی دوست تر دارم از آنکه گویند چرا کردی. یعنی هرچه کنم در وی منی من بود و منی شرک است و شرک بدتر از گناه است، مگر طاعتی بر من رود که من در میان نباشم.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 513 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.