نثر · شماره 522
و گفت: خلق پندارند که من چون ایشان یکی ام. اگر صفت من در عالم غیب بینند همه هلاک شوند.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 519
و گفت: در خواب دیدم که زیادت می خواستم از حق تعالی. پس از توحید بیدار شدم، گفتم: یارب! زیادت نمی خواهم بعد از توحید.
# - 520
و گفت: حق را به خواب دیدم، مرا گفت: یا بایزید! چه می خواهی؟ گفتم: آن می خواهم که تو می خواهی. فرمود که من تو را ام چنانکه تو مرائی.
# - 521
و گفت: حق را به خواب دیدم. پرسیدم که راه به تو چونست. گفت: ترک خود گوی که به من رسیدی.
# - 522
و گفت: خلق پندارند که من چون ایشان یکی ام. اگر صفت من در عالم غیب بینند همه هلاک شوند.
انتخابشده - 523
و گفت: مثل من چون مثل دریاست که آن را نه عمق پدید است نه اول و آخر پیداست.
# - 524
و یکی از وی سوال کرد: که عرش چیست؟ گفت منم.
# - 525
و گفت: کرسی چیست؟ گفت: منم.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 522 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.