نثر · شماره 526
و گفت: لوح و قلم چیست؟ گفت: منم.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 523
و گفت: مثل من چون مثل دریاست که آن را نه عمق پدید است نه اول و آخر پیداست.
# - 524
و یکی از وی سوال کرد: که عرش چیست؟ گفت منم.
# - 525
و گفت: کرسی چیست؟ گفت: منم.
# - 526
و گفت: لوح و قلم چیست؟ گفت: منم.
انتخابشده - 527
گفتند: خدای را بندگانند بدل ابراهیم و موسی و عیسی صلوات الله علیهم اجمعین. گفت: آن همه منم.
# - 528
گفتند: می گویند که خدای را بندگان اند بدل جبرائیل و میکائیل و اسرافیل. گفت: آن همه منم.
# - 529
مرد خاموش شد. بایزید گفت: بلی! هرکه در حق محو شد و به حقیقت هرچه هست رسید، همه حق است. اگر آنکس نبود حق همه را بیند عجب نبود. والله اعلم واحکم.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 526 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.