نثر · شماره 673
و گفت: هرکه طعم بندگی کردن نچشید او را هرگز ذوق نبود.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 670
و گفت: هیچ چیز نیست در آدمی که ذل کسب نکشیده است.
# - 671
و گفت: مروت خرسندی به از مروت دادن.
# - 672
و گفت: زهدایمنی بود بر خدای یا دوستی درویشی.
# - 673
و گفت: هرکه طعم بندگی کردن نچشید او را هرگز ذوق نبود.
انتخابشده - 674
و گفت: کسی که او را عیال و فرزندان بود ایشان در صلح بدارد و به شب از خواب بیدار شود کودکان را برهنه بیند، جامه بر ایشان افگند، آن عمل او از غزو فاضلتر بود.
# - 675
و گفت: هرکه قدر او به نزد خلق بزرگتر بود او خود راباید که در نفس خویش حقیرتر بیند.
# - 676
گفتند: داروی دل چیست؟
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 673 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.