کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 57

و گفت: آدمی را هیچ نیکوتر از سوراخی نمی دانم که در آنجا گریزد و خود را ناپدید کند، که سلف کراهیت داشته اند که جامه انگشت نمای پوشند یا در کهنه یا در نو، بل که چنان می باید که حدیث آن نکند، نهی عن الشهرتین. این است.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 54

    و گفت: این روزگاری است که خاموش باشی و گوشه یری. زمان السکوت و لزوم البیوت.

    #
  2. 55

    یکی گفت: در گوشه ای نشینم در کسب کردن چه گویی؟

    #
  3. 56

    گفت: از خدای بترس که هیچ ترسگار را ندیدم که به کسب محتاج شده.

    #
  4. 57

    و گفت: آدمی را هیچ نیکوتر از سوراخی نمی دانم که در آنجا گریزد و خود را ناپدید کند، که سلف کراهیت داشته اند که جامه انگشت نمای پوشند یا در کهنه یا در نو، بل که چنان می باید که حدیث آن نکند، نهی عن الشهرتین. این است.

    انتخاب‌شده
  5. 58

    و گفت: هیچ نمی دانم اهل این روزگار را با سلامت تر از خواب.

    #
  6. 59

    و گفت: بهترین سلطانان آن است که با اهل علم نشیند و از ایشان علم آموزد و بدترین علما آنکه با سلاطین نشیند.

    #
  7. 60

    و گفت: نخست عبادتی خلوت است. آنگاه طلب کردن علم، آنگاه بدان عمل کردن، آنگاه نشر آن علم کردن.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 57 از «ذکر سفیان ثوری قدس الله روحه» است.