کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 71

و گفت: هرکه را به دوستی گرفت به دشمنی نگیرد.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 68

    و گفت: خلق حسن آدمی خشم خدای بنشاند.

    #
  2. 69

    و گفت: یقین آن است که متهم نداری خدای را در هرچه به تو رسد.

    #
  3. 70

    و گفت: سبحان آن خدائی را که می کشد مارا و مال می ستاند و ما او را دوستتر می داریم.

    #
  4. 71

    و گفت: هرکه را به دوستی گرفت به دشمنی نگیرد.

    انتخاب‌شده
  5. 72

    و گفت: نفس زدن در مشاهده حرام است، و در مکاشفه حرام است، و در معاینه حرام است، و در خطرات حلال.

    #
  6. 73

    و گفت: اگر کسی تو را گوید: نعم الرجل انت. این تو را خوشتر آید از آنکه گوید: بس الرجل انت. بدانکه تو هنوز مردی نبدی.

    #
  7. 74

    و پرسیدند از یقین. گفت: فعلی است در دل. هرگاه که معرفت سست شد یقین ثابت گشت، و یقین آن است که هرچه به تو رسد دانی که از حق به تو می رسد تا چنان باشی که وعده تو را چون عیان بود، بل که بیشتر از عیان، یعنی حاضر بود، بل که از این زیادت بود.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 71 از «ذکر سفیان ثوری قدس الله روحه» است.