نثر · شماره 55
شقیق گفت: سگان بلخ همین کنند که چون چیزی باشد مراعات کنند و دم جنبانند واگر نباشد صبرکنند.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 52
پس شقیق به مکه شد و آنجا مردمان بر وی جمع شدند و گفت: اینجا جستن روزی جهل است و کار کردن از بهر روزی حرام.
# - 53
و ابراهیم ادهم به وی افتاد. شقیق گتف: ای ابراهیم! چون می کنی در کار معاش؟
# - 54
گفت: اگر چیزی رسد شکر کنم و اگر نرسد صبر کنم.
# - 55
شقیق گفت: سگان بلخ همین کنند که چون چیزی باشد مراعات کنند و دم جنبانند واگر نباشد صبرکنند.
انتخابشده - 56
ابراهیم گفت: شما چگونه کنید؟
# - 57
گفت: اگر ما را چیزی رسد ایثار کنیم وا گر نرسد شکر کنیم.
# - 58
ابراهیم برخاست و سر او د رکنار گرفت و ببوسید.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 55 از «ذکر شقیق بلخی رحمهالله علیه» است.