نثر · شماره 74
و گفت: بنده خائف آن است که او را خوفی است در آنچه گذشت از حیات تا چون گذشت و خوفی است که نمی داند تا بعداز این چه خواهد بود؟
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 71
و گفت: اصل طاعت خوف است و رجا و محبت.
# - 72
و گفت: علامت خوف ترک محارم است، و علامت رجا طاعت دایم است، و علامت محبت شوق و انابت لازم است.
# - 73
و گفت: هرکه با او سه چیز نبود از دوزخ نجات یابد. امن و خوف و اضطرار.
# - 74
و گفت: بنده خائف آن است که او را خوفی است در آنچه گذشت از حیات تا چون گذشت و خوفی است که نمی داند تا بعداز این چه خواهد بود؟
انتخابشده - 75
و گفت: عبادت ده جزو است. نه جزو گریختن از خلق، و یک جزو خاموشی.
# - 76
و گفت: هلاک مرد در سه چیز است. گناه می کند به امید توبه، و توبه نکند به امید زندگانی، و توبه ناکرده می ماند به امید رحمت، پس چنین کس هرگز توبه نکند.
# - 77
و گفت: حق تعالی اهل طاعت خود را در حال مرگ زنده گرداند و اهل معصیت را در حال زندگانی مرده گرداند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 74 از «ذکر شقیق بلخی رحمهالله علیه» است.