نثر · شماره 79
و گفت: مرگ را ساخته باید بود که چون مرگ بیاید بازنگردد.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 76
و گفت: هلاک مرد در سه چیز است. گناه می کند به امید توبه، و توبه نکند به امید زندگانی، و توبه ناکرده می ماند به امید رحمت، پس چنین کس هرگز توبه نکند.
# - 77
و گفت: حق تعالی اهل طاعت خود را در حال مرگ زنده گرداند و اهل معصیت را در حال زندگانی مرده گرداند.
# - 78
و گفت: سه چیز قرین فقراست. فراغت دل، و سبکی حساب، و راحت نفس. و سه چیز لازم توانگران است. رنج تن، و شغل دل، و سختی حساب.
# - 79
و گفت: مرگ را ساخته باید بود که چون مرگ بیاید بازنگردد.
انتخابشده - 80
و گفت: هرکه را چیز دهی، اگر او را دوست تر داری از آنکه او تورا چیزی دهد، تو دوست آخرتی اگر نه دوست دنیایی.
# - 81
و گفت: من هیچ چیز دوست تر از مهمان ندارم. از بهر آنکه روزی و مونت او بر خدای است و من در میان هیچ کس نیم، و مزد و ثواب مرا.
# - 82
و گفت: هرکه از میان نعمت در تنگدستی افتد، و تنگدستی نزدیک او بزرگتر از نعمت بسیار نبود او در دو غم بزرگ افتاده است: یک غم در دنیا، و یک غم در آخرت، و هرکه از میان همت در تنگدستی افتد، و آن تنگدستی نزدیک او بزرگتر از نعمت بسیار نبود او در دو غم بزرگ افتاده است: یک غم دردنیا، و یک غم در آخرت.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 79 از «ذکر شقیق بلخی رحمهالله علیه» است.