نثر · شماره 45
و هرشب سیصد رکعت نماز کرد ی. روزی می گذشت، زنی با زنی گفت: این این مرد هر شب پانصد رکعت نماز می کند. امام آن بشنید. نیت کرد که بعد از آن پانصد رکعت نماز کند، در هرشبی تا ظن ایشان راست شود.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 42
گفت: نتراشم.
# - 43
گفت : چرا نمی تراشی
# - 44
گفت: ترسم که از آن قوم باشم که حق تعالی فرموده است احشرو الذین ظلموا و ازواجهم الایه.
# - 45
و هرشب سیصد رکعت نماز کرد ی. روزی می گذشت، زنی با زنی گفت: این این مرد هر شب پانصد رکعت نماز می کند. امام آن بشنید. نیت کرد که بعد از آن پانصد رکعت نماز کند، در هرشبی تا ظن ایشان راست شود.
انتخابشده - 46
روز دیگر می گذشت کودکان گفتندبا هم دیگر که : این مرد که می رود هر شب هزار رکعت نماز می کند.
# - 47
ابوحنیفه گفت: نیت کردم که هر شب هزار رکعت نماز کنم.
# - 48
روزی شاگردی با امام گفت: مردمان گویند ابوحنیفه شب نمی خسبد.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 45 از «ذکر امام ابوحنیفه رضی الله عنه» است.