نثر · شماره 90
یحیی معاد رازی گفت: پیغمبر علیه السلام را به خواب دیدم. گفتم: این اطلبک قال عند علم ابی حنیفه. و مناقب او بسیار است و محامد او بی شمار و پوشیده نیست، بر این ختم کردیم.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 87
جامی آب به من داد. من وا صحاب از آن جام آب خوردیم که هیچ کم نشد. با ابوحنیفه گفتم: بر راست پیغمبر آن پیر کیست؟
# - 88
گفت: ابراهیم خلیل، و بر چپ ابوبکر صدیق.
# - 89
همچنین پرسیدم و به انگشت عقد می گرفتم، تا هفده کس پرسیدم، چون بیدار شدم هفده عقد گرفته بودم.
# - 90
یحیی معاد رازی گفت: پیغمبر علیه السلام را به خواب دیدم. گفتم: این اطلبک قال عند علم ابی حنیفه. و مناقب او بسیار است و محامد او بی شمار و پوشیده نیست، بر این ختم کردیم.
انتخابشده
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 90 از «ذکر امام ابوحنیفه رضی الله عنه» است.