کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 24

از یکدیگر جدا شدند. و هارون زبیده را عظیم دوست می داشت. نفیر از جان او برآمد. منادی فرمود و علمای بغداد را حاضر کرد و این مساله را فتوی کردند. هیچ کس جواب ننوشت.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 21

    چون بدیدی حق به دست شافعی بودی و مالک بدو می نازیدی و در آن وقت خلیفه هارون الرشید بود.

    #
  2. 22

    نقل است که هارون شبی با زبیده مناظره کرد. زبیده هارون را گفت: ای دوزخی!

    #
  3. 23

    هارون گفت: اگر من دوزخی ام فانت طالق.

    #
  4. 24

    از یکدیگر جدا شدند. و هارون زبیده را عظیم دوست می داشت. نفیر از جان او برآمد. منادی فرمود و علمای بغداد را حاضر کرد و این مساله را فتوی کردند. هیچ کس جواب ننوشت.

    انتخاب‌شده
  5. 25

    گفتند: خدای داند که هارون دوزخی است یا بهشتی است؟

    #
  6. 26

    کودکی از میان جمع برخاست و گفت: من جواب دهم!

    #
  7. 27

    خلق تعجب کردند. گفتند: مگر دیوانه است؟ جایی که چندین علمای فحول عاجزند او را چه مجال سخن بود؟

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 24 از «ذکر امام شافعی رضی الله عنه» است.