کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 48

بیرون مکه خیمه بزد و آن زر فروریخت. هرکه می آمد مشتی به وی می داد. هنگام نماز پیشین هیچ نماند.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 45

    شافعی گفت: مرا از این مال نشاید گرفت. من نه متقی ام.

    #
  2. 46

    و نگرفت.

    #
  3. 47

    نقل است که وقتی از صنعا به مکه آمد و ده هزار دینار با وی، گفتند: ضیاعی باید خرید یا گوسفند.

    #
  4. 48

    بیرون مکه خیمه بزد و آن زر فروریخت. هرکه می آمد مشتی به وی می داد. هنگام نماز پیشین هیچ نماند.

    انتخاب‌شده
  5. 49

    نقل است که از بلاد روم هرسال مال بسیار می فرستادند، به هارون الرشید یک سال رهبانی چند بفرستادند تا با دانشمندان بحث کنند. اگر ایشان به دانند و الا از ما دگر مال مطلبید. چهار صد مرد ترسا بیامدند.

    #
  6. 50

    خلیفه فرمود تا منادی کردند و جمله علمای بغداد بر لب دجله حاضر شدند. پس هارون شافعی را طلبید و گفت: جواب ایشان تو را می باید کرد.

    #
  7. 51

    چون همه برلب دجله حاضر شدند شافعی سجاده بر دوش انداخت و برفت، و بر سر آب انداخت و گفت: هرکه باما بحث می کند اینجا آید.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 48 از «ذکر امام شافعی رضی الله عنه» است.