نثر · شماره 36
نقل است که احمد را شاگردی مهمان آمد. آن شب کوزه آب پیش او برد، بامداد همچنان پر بود. احمد گفت: چرا کوزه آب همچنان پر است؟؟
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 33
گفت: جامه خود عاریت دهم. گفت: نه. گفت: بازنگردم تا تدبیر نکنی.
# - 34
گفت: کتابی می نویسم، از مزد آن کرباس بخر برای من. گفت: کتان بخرم؟
# - 35
گفت: نه، آستر بستان،ده گز تا پنج گز به پیراهن کنم و پنج گز به جهت ایزار پای.
# - 36
نقل است که احمد را شاگردی مهمان آمد. آن شب کوزه آب پیش او برد، بامداد همچنان پر بود. احمد گفت: چرا کوزه آب همچنان پر است؟؟
انتخابشده - 37
طالب علم گفت: چه کردمی؟
# - 38
گفت: طهارت و نماز شب و الا این علم به چه می آموزی؟
# - 39
نقل است که احمد مزدوری داشت. نماز شام شاگردی را گفت تا زیادت از مزد چیزی بوی دهد. مزدور نگرفت. چون برفت. امام احمد فرمود: برعقب او ببر که بستاند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 36 از «ذکر امام احمد حنبل قدس الله روحه» است.