نثر · شماره 49
و گفت: از خدای تعالی در خواست کردم تا دری از خوف بر من بگشاد تا چنان شدم که بیم آن بود که خرد از من زایل شود. دعا کردم. گفتم: الهی تقرب به چه چیز فاضلتر؟
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 46
امام احمد راه ندارد. پسرش گفت: در این چه حکمت است که سالهاست تا در آرزوی او می سوختی. اکنون که دولتی چنین به در خانه تو آمده است، راه نمی دهی؟
# - 47
احمد گفت: چنین است که تو می گویی اما می ترسم که اگر او را ببینم خو کرده لطف او شوم. بعد از آن طاقت فراق او ندارم. همچنین بر بوی او عمر می گذارم تا آنجا بینم که فراق در پی نباشد.
# - 48
و او را کلماتی عالی است در معاملات و هرکه از او مساله پرسیدی، اگر معاملتی بودی جواب دادی، و اگر از حقایق بودی حوالت به بشر حافی کردی.
# - 49
و گفت: از خدای تعالی در خواست کردم تا دری از خوف بر من بگشاد تا چنان شدم که بیم آن بود که خرد از من زایل شود. دعا کردم. گفتم: الهی تقرب به چه چیز فاضلتر؟
انتخابشده - 50
گفت: به کلام من، قرآن.
# - 51
پرسیدند: اخلاص چیست؟ گفت: آنکه ا زآفات اعمال خلاص یابی.
# - 52
گفتند : توکل چیست ؟ گفت الثقه بالله باور داشت خدای در روزی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 49 از «ذکر امام احمد حنبل قدس الله روحه» است.