نثر · شماره 57
و گفت: آدمی توبه و طاعت باز پس می افگند. راست بدان ماند که شکار می کند تا منفعت آن دیگری را رسد.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 54
گفت: جهدی که کنی در دنیا به قدر آن کن که تو را در دنیا مقام خواهد بود و در دنیا به کار خواهد، آمد و جهدی که کنی برای آخرت چندان کن که تو را در آخرت مقام خواهد بود، به قدر آنکه تو را در آخرت به کار خواهد آمد.
# - 55
دیگران وصیت خواست.
# - 56
گفت: مردگان منتظر تو اند.
# - 57
و گفت: آدمی توبه و طاعت باز پس می افگند. راست بدان ماند که شکار می کند تا منفعت آن دیگری را رسد.
انتخابشده - 58
مریدی را گفت: اگر سلامت خواهی سلامی بر دنیا کن به وداع، و اگر کرامت خواهی تکبری بر آخرت گوی به ترک. یعنی از هردو بگذر تا به حق توانی رسید.
# - 59
نقل است که فضیل در همه عمر دوبار داود را دید، و بدان فخر کردی.
# - 60
یکبار بدر زیر سقفی رفته بود شکسته. گفت: برخیز که این سقف شکسته است و فروخواهد افتاد. گفت: تا من در این صفه ام این سقف را ندیده ام. کانوا یکرهون فصول النظر کما یکرهون فضول الکلام. دوم بار آن بود که گفت: مرا پندی ده. گفت: از خلق بگریز.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 57 از «ذکر داود طائی قدس الله روحه» است.