کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 18

این سخن را به بوسلیمان رسانیدند. گفت: سبحان الله! این چگونه سخنی است که ما دیدیم، که از خوف تقوی و صوم و صلوه و اعمال دیگر می خیزد و از رجا نخیزد. پس چگونه روشنتر بود؟

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 15

    این با سلیمان گفتند: گفت: کسی را خوف بیش بود از بسیاری گناه بود، نه از اندکی گناه.

    #
  2. 16

    نقل است که صالح عبدالکریم گفت: رجا و خوف در دل دو نور است.

    #
  3. 17

    با او گفتندکه: از این هر دو کدام روشنتر؟ گفت: رجا.

    #
  4. 18

    این سخن را به بوسلیمان رسانیدند. گفت: سبحان الله! این چگونه سخنی است که ما دیدیم، که از خوف تقوی و صوم و صلوه و اعمال دیگر می خیزد و از رجا نخیزد. پس چگونه روشنتر بود؟

    انتخاب‌شده
  5. 19

    و گفت: من می ترسم ازآن آتشی که آن عقوبت خدا است، یآ می ترسم از خدایی که عقوبت او آتش است.

    #
  6. 20

    و گفت: اصل همه چیزها در دنیا واخرت خوف است. از حق تعالی هر گاه که رجا بر خوف غالب آید دل فساد یابد، وهر گاه که خوف در دل دایم بود خشوع بر دل ظاهر گردد، اگر دایم نگرددوگاه گاه بر دل خوفی می گذرد، هرگز دل راخشوع حاصل نیاید.

    #
  7. 21

    وگفت: هرگزاز دلی خوف جدا نشود که نه آن دل خراب گردد.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 18 از «ذکر ابوسلیمان دارائی قدس الله روحه» است.