نثر · شماره 54
و گفت: تصوف آن است که بر وی افعال می رود که جز خدای نداند و پیوسته با خدای بود چنانکه جز خدای نداند.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 51
و گفت: بر هیچ کس به زهد گواهی مده، به جهت آن که او در دل غایب است از تو و در ورع حاضر است.
# - 52
و گفت: ورع در زبان سخت تر از آن است که سیم و زر در دل.
# - 53
و گفت: حصن حصین نگاه داشت زبان است و مغز عبادت گرسنگی است، و دوستی دنیا سر همه خطا هاست.
# - 54
و گفت: تصوف آن است که بر وی افعال می رود که جز خدای نداند و پیوسته با خدای بود چنانکه جز خدای نداند.
انتخابشده - 55
و گفت: تفکر در دنیا حجاب آخرت است و تفکر در آخرت ثمره حکمت و زندگی دلهاست.
# - 56
و گفت: از غیرت، علم زیادت شود و از تفکر خوف.
# - 57
و در پیش او کسی ذکر معصیتی کرد. او زار بگریست، وگفت: به خدای که در طاعت چندان آفت می بینم که به آن معصیت حاجت نیست.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 54 از «ذکر ابوسلیمان دارائی قدس الله روحه» است.