کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 57

و در پیش او کسی ذکر معصیتی کرد. او زار بگریست، وگفت: به خدای که در طاعت چندان آفت می بینم که به آن معصیت حاجت نیست.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 54

    و گفت: تصوف آن است که بر وی افعال می رود که جز خدای نداند و پیوسته با خدای بود چنانکه جز خدای نداند.

    #
  2. 55

    و گفت: تفکر در دنیا حجاب آخرت است و تفکر در آخرت ثمره حکمت و زندگی دلهاست.

    #
  3. 56

    و گفت: از غیرت، علم زیادت شود و از تفکر خوف.

    #
  4. 57

    و در پیش او کسی ذکر معصیتی کرد. او زار بگریست، وگفت: به خدای که در طاعت چندان آفت می بینم که به آن معصیت حاجت نیست.

    انتخاب‌شده
  5. 58

    و گفت: عادت کنید چشم را به گریه و دل را به فکرت.

    #
  6. 59

    و گفت: اگر بنده به هیچ نگرید مگر برآنکه ضایع کرده است از روزگار خویش تا این غایت، او را این اندوه تمام است تا به وقت مرگ.

    #
  7. 60

    و گفت: هرکه خدای را شناخت دل را فارغ دارد و به ذکر او مشغول شود و به خدمت او، و می گرید بر خطاهای خویش.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 57 از «ذکر ابوسلیمان دارائی قدس الله روحه» است.