نثر · شماره 57
و در پیش او کسی ذکر معصیتی کرد. او زار بگریست، وگفت: به خدای که در طاعت چندان آفت می بینم که به آن معصیت حاجت نیست.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 54
و گفت: تصوف آن است که بر وی افعال می رود که جز خدای نداند و پیوسته با خدای بود چنانکه جز خدای نداند.
# - 55
و گفت: تفکر در دنیا حجاب آخرت است و تفکر در آخرت ثمره حکمت و زندگی دلهاست.
# - 56
و گفت: از غیرت، علم زیادت شود و از تفکر خوف.
# - 57
و در پیش او کسی ذکر معصیتی کرد. او زار بگریست، وگفت: به خدای که در طاعت چندان آفت می بینم که به آن معصیت حاجت نیست.
انتخابشده - 58
و گفت: عادت کنید چشم را به گریه و دل را به فکرت.
# - 59
و گفت: اگر بنده به هیچ نگرید مگر برآنکه ضایع کرده است از روزگار خویش تا این غایت، او را این اندوه تمام است تا به وقت مرگ.
# - 60
و گفت: هرکه خدای را شناخت دل را فارغ دارد و به ذکر او مشغول شود و به خدمت او، و می گرید بر خطاهای خویش.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 57 از «ذکر ابوسلیمان دارائی قدس الله روحه» است.