نثر · شماره 60
و گفت: هرکه خدای را شناخت دل را فارغ دارد و به ذکر او مشغول شود و به خدمت او، و می گرید بر خطاهای خویش.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 57
و در پیش او کسی ذکر معصیتی کرد. او زار بگریست، وگفت: به خدای که در طاعت چندان آفت می بینم که به آن معصیت حاجت نیست.
# - 58
و گفت: عادت کنید چشم را به گریه و دل را به فکرت.
# - 59
و گفت: اگر بنده به هیچ نگرید مگر برآنکه ضایع کرده است از روزگار خویش تا این غایت، او را این اندوه تمام است تا به وقت مرگ.
# - 60
و گفت: هرکه خدای را شناخت دل را فارغ دارد و به ذکر او مشغول شود و به خدمت او، و می گرید بر خطاهای خویش.
انتخابشده - 61
و گفت: در بهشت صحراهاست. چون بنده به ذکر مشغول شود، درختان می کارند به نام او تا آنگاه که بس کند. آن فریشته را گویند چرا بس کردید؟ گویند وی بس کرد.
# - 62
و گفت: هرکه پند دهنده ای می خواهد گو در اختلاف روز و شب نگر.
# - 63
و گفت: هرکه در روز نیکی کند در شب مکافات یابد و هرکه در شب نیکی کند در روز مکافات یابد.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 60 از «ذکر ابوسلیمان دارائی قدس الله روحه» است.