نثر · شماره 92
پس جان بداد. دیگری بعد از وفات او به خوابش دید. گفت: خدای با تو چه کرد؟
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 89
و در مناجات گفتی: الهی چگونه شایسته خدمت تو بود آنکه شایسته خدمتگار تو نتواند بود، یا چگونه امید دارد به رحمت تو آنکه شرم نمی دارد که نجات یابد از عذاب تو.
# - 90
نقل است که وی صاحب معاذ جیل بود و علم از وی گرفته بود. چون وفاتش نزدیک آمد اصحاب گفتند: ما را بشارت ده که به حضرتی می روی که خداوند غفور و رحمان است.
# - 91
گفت: چرا نمی گویید که به حضرت خداوند ی می روی که او به صغیره ای حساب کند و به کبیره ای عذاب سخت کند.
# - 92
پس جان بداد. دیگری بعد از وفات او به خوابش دید. گفت: خدای با تو چه کرد؟
انتخابشده - 93
گفت: رحمت کرد، و عنایت نمود در حق من ولکن اشارت این قوم مرا عظیم زیانمند بو د. یعنی انگشت نمای بودم میان اهل دین. رحمهالله علیه.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 92 از «ذکر ابوسلیمان دارائی قدس الله روحه» است.