نثر · شماره 11
نقل است که او عزب بود. او را گفتند: کدخدایی خواهی؟ گفت: نی. گفتند: چرا؟
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 8
گفت: سبحان الله! دوست خدای از دشمن خدای استعانت می جوید؟ و به نزدیک وی می رود؟ بازگردید و به نزدیک ابن سماک روید و بگویید تا دست بر آن علت نهد و برخواند اعوذبالله من الشیطان الرجیم و بالحق انزلناه نزل الآیه.
# - 9
مابازگشتیم و حال بدو نمودیم. او چنان کرد که فرموده بود در حال شفا یافت، و گفت: بدانید که او خضر بود، علیه السلام.
# - 10
نقل است که چون وقت وفاتش آمد می گفت: بارخدایا! دانی که درآن وقت که معصیت می کردم اهل طاعت، تور ا دوست می داشتم. این کفارت آن گردان.
# - 11
نقل است که او عزب بود. او را گفتند: کدخدایی خواهی؟ گفت: نی. گفتند: چرا؟
انتخابشده - 12
گفت: از بهر آنکه با من شیطانی است. یکی دیگر درآید و مرا طاقت آن نباشد که دو شیطان در یکی خانهمن باشند گفتند چگونه ؟
# - 13
گفت هر یکی از ما را شیطانی است یکی مرا و یکی اورا دو شیطان در یک خانه چگونه بود.
# - 14
بعد از آن وفات کرد. او را به خواب دیدند. گفتند: خدای با تو چه کرد؟
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 11 از «ذکر محمد بن سماک قدس الله روحه» است.