نثر · شماره 38
آن مرد گفت: مال مردمان به فسوس می خوری. حاتم گفت: از مال تو هیچ می خورم؟گفت: نی. گفت: کاشکی تو از مسلمانان بودتی. گفت: حجت می گویی؟گفت: خدای تعالی روز قیامت از بنده حجت خواهد. گفت: این همه سخن است.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 35
گفت: از آن می ترسم که تو میری. مرا باید گفت که روزی دهنده آسمان، روزی دهنده زمین بمرد.
# - 36
مردی حاتم را گفت: از کجا می خوری؟
# - 37
گفت: از خرمنگاه خدای که آن نه زیادت و نه نقصان پذیرد.
# - 38
آن مرد گفت: مال مردمان به فسوس می خوری. حاتم گفت: از مال تو هیچ می خورم؟گفت: نی. گفت: کاشکی تو از مسلمانان بودتی. گفت: حجت می گویی؟گفت: خدای تعالی روز قیامت از بنده حجت خواهد. گفت: این همه سخن است.
انتخابشده - 39
گفت: خدای تعالی سخن فرستاده است ومادر بر پدر تو به سخن حلال شده است. گفت: روزی همه شما از آسمان آید؟
# - 40
گفت: روزی همه از آسمان آید وفی السماء رزقکم و ما توعدون. گفت: مگر از روزن خانه شما فرو می آید؟
# - 41
گفت: در شکم مادر بودم، آن روز نه روزی می آمد؟
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 38 از «ذکر حاتم اصم قدس الله روحه» است.