نثر · شماره 44
گفت: هیچ کس را دیدی که می درود ناکشته؟
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 41
گفت: در شکم مادر بودم، آن روز نه روزی می آمد؟
# - 42
گفت: بستان بخسب تا روزی به دهان تو آید.
# - 43
حاتم گفت: دو سال در گهواره استان خفته بودم و روزی به دهان من در می آمد.
# - 44
گفت: هیچ کس را دیدی که می درود ناکشته؟
انتخابشده - 45
گفت: موی سرت که می دروی ناکشته است.
# - 46
گفت: درهوا رو تا به تو روزی رسد.
# - 47
گفت: چون مرغ شوم برسد.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 44 از «ذکر حاتم اصم قدس الله روحه» است.