نثر · شماره 57
احمد اندیشیدکه: اگر گویم پیش از وقت، گوید چرا روزگار خود ضایع می کنی؟و اگر گویم پس از وقت، گوید چه جوئی چیزی که از تو درگذشت و اگر گویم در وقت گوید چرا مشغول شدی به چیزی که حاضر خواهد بود؟فروماند در این مساله.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 54
نقل است که حاتم پرسید، مر احمد حنبل را که: روزی را می جویی؟
# - 55
گفت: جوییم.
# - 56
گفت: پیش از وقت می جویی، یا پس از وقت، یا در وقت می جویی؟
# - 57
احمد اندیشیدکه: اگر گویم پیش از وقت، گوید چرا روزگار خود ضایع می کنی؟و اگر گویم پس از وقت، گوید چه جوئی چیزی که از تو درگذشت و اگر گویم در وقت گوید چرا مشغول شدی به چیزی که حاضر خواهد بود؟فروماند در این مساله.
انتخابشده - 58
بزرگی گفت: جواب چنین می بایست نبشت که جستن بر ما نه فریضه است و نه واجب و نه سنت. چه جویم چیزی را که از این هر سه نیست و طلب کردن چیزی که وی خود تو را می جوید. به قول رسول علیه السلام او خود برتو آید. و جواب حاتم این است: علینا ان نعبده کما امرنا و علیه ان یرزقنا کما وعدنا.
# - 59
نقل است که حامد لفاف گفت که حاتم گفت: هر روزی بامداد ابلیس وسوسه کند که امروز چه خوری؟گویم مرگ. گوید: چه پوشی؟گویم: کفن. گوید: کجا باشی؟گویم: بگور. گوید: ناخوش مردی. مرا ماند و رفت.
# - 60
نقل است که زن وی چنان بود که گفت: من به غزو می روم. زن را گفت: تو را چندی نفقه ماند. گفت: چندانکه زندگانی بخواهی ماند. گفت: زندگانی به دست من نیست. گفت: روزی هم به دست تو نیست.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 57 از «ذکر حاتم اصم قدس الله روحه» است.