نثر · شماره 66
گفتند: تو را چه آرزو کند؟
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 63
نقل است که کسی سفری خواست رفت. حاتم را گفت: مرا وصیتی کن. گفت: اگر یارخواهی تو را خدای بس، و اگر همراه خواهی کرام الکاتبین بس، اگر عبرت خواهی تو را دنیا بس، و اگر مونس خواهی قرآن بس، و اگر کار خواهی عبادت خدای تو را بس، و اگر وعظ خواهی تو را مر گ بس، و اگر این که یاد کردم تو را بسنده نیست دوزخ تو را بس.
# - 64
نقل است که حاتم روزی حامد لفاف را گفت چگونه ای؟گفت: به سلامت و عافیت.
# - 65
باو گفت: سلامت بعداز گذشتن صراط است و عافیت آن است که در بهشت باشی.
# - 66
گفتند: تو را چه آرزو کند؟
انتخابشده - 67
گفت: عافیت.
# - 68
گفتند: همه روز در عافیت نه یی؟
# - 69
گفت: عافیت من آن روز است که آن روز عاصی نباشم.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 66 از «ذکر حاتم اصم قدس الله روحه» است.