کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 63

و گفت: بدین مجنونها بچشم حقارت منگرید که ایشانرا خلیفتان انبیاء گفتند.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 60

    و گفت: علما بسه قسمند، عالم است بعلم ظاهر علم خویش را با اهل ظاهر می گوید و عالم است بعلم باطن که علم خویش را با اهل او می گوید و عالمی است که علم او میان او و میان خدای است آنرا با هیچ کس نتواند گفت.

    #
  2. 61

    و گفت: آفتاب برنیامد و فرو نشد برهیچ کس نیکوتر از آنکه خدای را برگزیند برتن و مال و دنیا و جان و آخرت.

    #
  3. 62

    و گفت: هیچ معصیت عظیم تر از جهل نیست.

    #
  4. 63

    و گفت: بدین مجنونها بچشم حقارت منگرید که ایشانرا خلیفتان انبیاء گفتند.

    انتخاب‌شده
  5. 64

    کسی گفت: علم شما چیست گفت: این علم ما بتصرف نیاید ولیکن آن علم را بتکلف رها نتوان کرد. چون این حدیث بیاید خود آن همه از تو بستانند.

    #
  6. 65

    و گفت: اصول ما شش چیز است، تمسک به کتاب خدای و اقتدا بسنت رسول صلی الله علیه و علی آله و سلم و حلال خوردن و باز داشتن دست از رنجاندن خلق و اگر چه ترا برنجانند و دور بودن از مناهی و تعجیل کردن بگزارد حقوق.

    #
  7. 66

    و گفت: اصول مذهب ما سه چیز است: اقتدا به رسول در اخلاق و اقوال و افعال و خوردن حلال و اخلاص در جمله اعمال.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 63 از «ذکر سهل بن التستری قدس الله روحه العزیز» است.