کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 26

گفت: اگر خدایرا بسزا بشناخته ای جز از وی نترسیدی.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 23

    گفت: از آن کسی که کوزه برنیاویزد تا آب خنک شود و آن حور کوزه مرا بر زمین زد. اینک بنگر جنید گفت: سفالهای شکسته دیدم تا دیرگاه آن سفالها آنجا افتاده بود.

    #
  2. 24

    جنید گفت: شبی خفته بودم بیدار شدم سر من تقاضا کرد که بمسجد شونیزیه رو پس برفتم شخصی دیدم هایل بترسیدم. مرا گفت: یا جنید از من می ترسی؟

    #
  3. 25

    گفتم: آری.

    #
  4. 26

    گفت: اگر خدایرا بسزا بشناخته ای جز از وی نترسیدی.

    انتخاب‌شده
  5. 27

    گفتم: تو کیستی؟

    #
  6. 28

    گفت: ابلیس.

    #
  7. 29

    گفتم: می بایستی که ترا دیدمی.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 26 از «ذکر سری سقطی قدس الله روحه» است.