نثر · شماره 49
و گفت: هر که صبر کند بر صبر خویش، او صابر بود نه آنکه صبر کند و شکایت کند.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 46
گفت: من نیز با ایشان بودم. اما فرق آن بود که ایشان می خوردند و می خندیدند و بر هم می جستند و می ندانستند و من می خورم و می گریستم و سر بر زانو نهاده بودم و می دانستم.
# - 47
و گفت: هر که خدمت درویشان کند به سه چیز مکرم شود؛ تواضع، و حسن وادب، و سخاوت.
# - 48
و گفت: هرکه خواهد که خدای تعالی با او بود گو صدق را ملازم باش که می فرماید ان الله مع الصادقین.
# - 49
و گفت: هر که صبر کند بر صبر خویش، او صابر بود نه آنکه صبر کند و شکایت کند.
انتخابشده - 50
و گفت: صبر زاد مضطران است و رضا درجه عارفان است.
# - 51
و گفت: حقیقت معرفت آن است که دوست داری او را به دل، و یاد کنی او را، به زبان و همت بریده گردانی از هرچه غیر اوست.
# - 52
و گفت: نزدیکترین کسی به خدای آن است که خلق او بیشتر است.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 49 از «ذکر احمد خضرویه قدس الله روحه العزیز» است.