نثر · شماره 43
و گفت: هر که خیانت کند خدای را در سر، خدای پرده او را بدراند به آشکارا.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 40
و گفت: اگر مرگ را در بازار فروختندی و بر طبق نهادندی سزاوار بودی اهل آخرت را که هیچشان آرزو نیامدی و نخریدندی جز مرگ.
# - 41
و گفت: اصحاب دنیا را خدمت پرستاران و بندگان کند و اصحاب آخرت را خدمت احرار و ابرار و زهاد و بزرگواران کنند.
# - 42
و گفت: مرد حکیم نبود چون تا جمع نبود در او سه خصلت. یکی آنکه به چشم نصیحت در توانگر نگرد، نه به چشم حسد؛ دوم آنکه به چشم شفقت در زنان نگرد، نه به چشم شهوت، سوم آنکه به چشم تواضع در درویشان نگرد، نه به چشم تکبر.
# - 43
و گفت: هر که خیانت کند خدای را در سر، خدای پرده او را بدراند به آشکارا.
انتخابشده - 44
و گفت: چون بنده انصاف خدا بدهد از نفس خویش خدای او را بیامرزد.
# - 45
و گفت: با مردمان سخن اندک گویید و با خدای سخن بسیار گویید.
# - 46
و گفت: چون عارف با خدای دست از ادب بدارد هلاک شود با هلاک شدگان.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 43 از «ذکر یحیی معاذ رازی قدس الله روحه العزیز» است.