کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 24

و گفت: خوف واجب آن است که دانی که تقصیر کرده ای در حقوق خدای تعالی.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 21

    و گفت: فقر سر حق است، نزدیک بنده. چون فقر نهان دارد امین بودو چون ظاهر گرداند اسم فقر از او برخاست.

    #
  2. 22

    و گفت: علامت صدق سه چیز است. اول آنکه قدر دنیا از دل تو برود، چنانکه زر و سیم پیش تو چون خاک بود تا هرگاه که سیم و زر به دست تو افتد دست از وی چنان فشانی که از خاک؛ دوم آنکه دیدن خلق از دل تو بیفتد، چنانکه مدح و ذم پیش تو یکی بو دکه نه از مدح زیادت شوی و نه از ذم ناقص گردی؛ و سوم آنکه راندن شهوت از دل تو بیفتد تا چنان شوی از شادی گرسنگی و ترک شهوات که اهل دنیا شاد شوند از سیر خوردن و راندن شهوات. پس هرگاه که چنین باشی ملازمت طریق مریدان کن، و اگر چنین نه ئی تو را با این سخن چه کار؟

    #
  3. 23

    و گفت: ترسگاری اندوه دایم است.

    #
  4. 24

    و گفت: خوف واجب آن است که دانی که تقصیر کرده ای در حقوق خدای تعالی.

    انتخاب‌شده
  5. 25

    و گفت: علامت خوش خویی رنج خود از خلق برداشتن است. و رنج خلق کشیدن.

    #
  6. 26

    و گفت: علامت تقوی ورع است و علامت ورع از شبهات باز ایستادن.

    #
  7. 27

    و گفت: عشاق به عشق مرده درآمدند. از آن بود که چون به وصالی رسیدند از خیالی به خداوندی دعوی کردند.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 24 از «ذکر شاه شجاع کرمانی قدس الله روحه» است.