کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 21

نقل است که یک روز می گذشت. یکی را دید متحیر و گریان. گفت: تو را چه بوده است؟

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 18

    مریدان گفتند: یا شیخ! کسی را با حق چنین حالی بود فریاد کردن و تپانچه زدن چه معنی دارد؟

    #
  2. 19

    شیخ گفت: نمی دانید که مراد در کنار نهادن از در بیرون کردن است. اگر خدای تعالی به فرعون نیکی خواستی بر مراد او نیل را روان نکردی.

    #
  3. 20

    نقل است که هر وقت در خشم شدی سخن در خلق نیکو گفتی تا خشم او ساکن شدی، آنگه به سخن دیگر شدی.

    #
  4. 21

    نقل است که یک روز می گذشت. یکی را دید متحیر و گریان. گفت: تو را چه بوده است؟

    انتخاب‌شده
  5. 22

    گفت: خری داشتم، گم شده است و جز آن هیچ نداشتم.

    #
  6. 23

    شیخ توقف کرد و گفت: به عزت تو که گام برندارم تا خر بدو باز نرسد. در حال خر پدید آمد.

    #
  7. 24

    ابوعثمان حیری گوید: روزی در پیش ابوحفص می رفتم. مویزی چند دیدم پیش او نهاده. یکی برداشتم و در دهان نهادم. حلق مرا بگرفت و گفت: ای خائن!مویز من بخوردی از چه وجه؟

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 21 از «ذکر ابوحفص حداد قدس الله روحه العزیز» است.