کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 102

و گفت: معاصی برید کفر است چنانکه زهر بر ید مرگ است.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 99

    و گفت: حال مفارقت نکند از عالم و مفارقت نکند با قبول.

    #
  2. 100

    و گفت: خلق خبر می دهند از وصول و از قرب مقامات عالی و مرا همه آرزوی آن است که دلالت کنند مرا به راهی که آن ره حق بود و اگرهمه یک لحظه بود.

    #
  3. 101

    و گفت: عبادات در ظاهر سرور است و در حقیقت غرور از آنکه مقدور سبقت گرفته است و اصل آن است که کس به فعل خود شاد نشود مگر مغروری.

    #
  4. 102

    و گفت: معاصی برید کفر است چنانکه زهر بر ید مرگ است.

    انتخاب‌شده
  5. 103

    و گفت: هرکه داند که او را برخواهند انگیخت و حسابش خواهند کرد و از معاصی اجتناب ننماید و از مخالفات روی نگرداند یقین است که از سر خود خبر می دهد که من ایمان ندارم به بعث و حساب.

    #
  6. 104

    و گفت: هرکه دوست دارد که دل او متواضع شود گو در صحبت صالحان باش و خدمت ایشان را ملازم.

    #
  7. 105

    و گفت: روشنی تنها به خدمت او است و روشنی جانها به استقامت.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 102 از «ذکر ابوحفص حداد قدس الله روحه العزیز» است.