کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 8

و گفت: فاش مگردان برهیچ کس آنچه واجب است که از تو نیز پنهان بود و گفت: هرچه خواهی که پوشیده بود بر کس آشکارا مکن.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 5

    پرسیدند که چرا سخن سلف نافع تر است دلها را گفت: بجهت آنکه ایشان سخن از برای عز اسلام می گفتند و از جهت نجات نفس و از بهر رضاء حق و ما از بهر عز نفس و طلب دنیا و قبول خلق می گوئیم.

    #
  2. 6

    و گفت: باید که علم حق تعالی به تو نیکوتر از آن باشد که علم خلق یعنی با حق در خلا معاملت بهتر از آن کنی که در ملا.

    #
  3. 7

    و گفت: هر که محقق بود درحال خود از حال خود خبر نتواند داد.

    #
  4. 8

    و گفت: فاش مگردان برهیچ کس آنچه واجب است که از تو نیز پنهان بود و گفت: هرچه خواهی که پوشیده بود بر کس آشکارا مکن.

    انتخاب‌شده
  5. 9

    و گفت: در هر که خصلتی بینی از خیر ازو جدائی مجوی که زود بود که از برکات او خیری بتو رسد.

    #
  6. 10

    و گفت: من شما را بدو چیز وصیت می کنم صحبت علما و احتمال کردن از جهال.

    #
  7. 11

    و گفت: صحبت با صوفیان کنید که زشتی ها را به نزدیک ایشان عذرها بود و نیکی را بس خطری نباشد تا ترا بدان بزرگ دارند تا تو بدان در غلط افتی.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 8 از «ذکر حمدون قصار قدس الله روحه العزیز» است.